زندگی نامه
میرکریم موسوی کریمی[۱][۲] معروف به سید عبدالکریم موسوی اردبیلی (زادهٔ ۸ بهمن ۱۳۰۴ – درگذشت ۳ آذر ۱۳۹۵، تهران[۳]) از مراجع تقلید ایرانی شیعه است. او از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ رئیس دیوان عالی کشور، و عالیترین مقام قضایی ایران بود. او در سالهای پایانی عمرش ریاست دانشگاه مفید را بر عهده داشت.
موسوی اردبیلی پیش از انقلاب ایران (۱۳۵۷) به اداره و سرپرستی روحانیت اردبیل، عضویت هیئت مدیرهٔ مجلهٔ «مکتب اسلام»، تدریس و تألیف مشغول بود. از مشاغل و مسئولیتهای او پس از انقلاب اسلامی میتوان به عضویت در شورای انقلاب، عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی، عضویت در هیئت سه نفرهٔ رسیدگی به اختلاف بنیصدر و دیگران، نمایندگی دورهٔ اول مجلس خبرگان رهبری، دادستانی کل کشور، ریاست دیوان عالی کشور، عضو شورای عالی قضایی و عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی و مسئولیت اجرای فرمان شش مادهای آیتالله خمینی اشاره کرد.[۴]
وی تحصیلات خود را در دوران کودکی و در مکتبخانه آغاز کرد و در سال ۱۳۱۹ وارد مدرسهٔ علمیهٔ ملاابراهیم در شهر اردبیل شد. در دورانی که وی وارد مدرسه طلبگی گشت، این مدارس به علت اقدامات رضا شاه رونق چندانی نداشتند؛ مثلاً در همان زمان فقط چهار طلبه در آن مدرسه درس حوزوی میخواندند. بعد از اینکه متفقین خاک ایران را اشغال کردند و رضاشاه برکنار شد، رونق این مدارس بیشتر شد؛ در نتیجه موسوی اردبیلی در همان مدرسه به تدریس مشغول شد.
وی در سال ۱۳۲۲ برای خواندن درس حوزوی در مراتب بالاتر وارد شهر قم شد و حدوداً سه سال در این شهر اقامت گزید. وی در قم شاگرد کسانی چون سید محمدرضا گلپایگانی، سید احمد خوانساری بود.

موسوی اردبیلی در ۱۶ آبان ۱۳۲۴ همراه با یکی از همشهریانش که همزمان در قم طلبه بود، به طرف نجف در عراق حرکت کردند و از طریق اروندرود و با قایق به عراق رفتند. در نجف وی همراه با همسفرشان به مدرسه «سید» رفتند و حدوداً دو سال در نجف اقامت داشت. بعد از مدتی جو سیاسی عراق به همریخت و همزمان نامهای نیز حاکی از بیماری پدرش به دست وی رسید. مجموع این رویدادها باعث شد که وی به همراه دو تن دیگر از دوستانش به قم بازگردد. نخست تصورش بر این بود که دوباره به نجف برای ادامه تحصیل باز خواهد گشت؛ اما اینگونه نشد. وی در قم فعالیت خود را در حوزهٔ علمیهٔ قم ادامه داد و حتیفعالیتهاى علمى و فرهنگى در دهه اول انقلاب
در طى یازده سال اول انقلاب، اشتغالات علمى و فرهنگى معظم له روند و وضع دیگرى پیدا کرد. از جمله اشتغالات جدید ایشان، تدوین قوانین کیفرى، جزائى و حقوقى دادگسترى و انطباق آنها با موازین شرع و فقه اسلامى بود. با توجه به اینکه پارهاى از قوانین موضوعه قبل از انقلاب به ویژه قانون مجازات عمومى برگرفته از قوانین اروپائى بود، چنین کار گسترده و وسیعى نیازمند صرف وقت فراوانى بود. براى این منظور کمیسیونى از فقهاء و حقوقدانان تشکیل شد و با همکارى دوستان متفکر و اندیشمند، این مهم به انجام رسید و در نهایت قوانین جدید به صورت مدون و منقح و مطابق با شرع، تنظیم و ارائه گردید. بدیهى است این امر حسب ضرورت و به منظور تدوین قوانین و مقررات منطبق با شرع صورت گرفت و این هرگز بدان معنى نیست که آن قانون از جامعیت و کمال برخوردار بوده و فاقد هرگونه نقصانى است بلکه ممکن است نیازمند بازنگرى مجدد باشد. از طرف دیگر گاهى مسائلى در محاکم پیش مىآمد که در قوانین مدونه پیشبینى نشده بود و قاضى نیز نمىتوانست، حکم مسئله را از قوانین موجود استخراج نماید. وانگهى اصل 167 قانون اساسى، قاضى را موظف نموده است که کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیافت، با استناد به منابع معتبر اسلامى یا فتاوى معتبر، حکم قضیه را صادر نماید و بدیهى است تمامى قضات به آسانى از عهده این مهم بر نمىآیند، خصوصا در مسائل مستحدثه و نوپیدا که در متون و منابع معتبر فقهى نیز حکم روشنى پیرامون آنها وجود ندارد.
در چنین مواردى راهنمائى و استخراج احکام شرعى مسائل مستحدثه قضائى، از دیگر اشتغالات مهم ایشان بود. یکى دیگر از مشکلات قوه قضائیه، جایگزینى قضات بازنشسته و تصفیه شده با قضات جدید بود که غالبا آشنایى زیادى با کارهاى ادارى نداشتند. با توجه به اینکه شرط قضاوت از نظر شرع مقدس اسلام، رسیدن به درجه اجتهاد در مبانى فقهى است، ضرورى بود که از فضلاء اهل علم و طلاب حوزه براى قضاوت استفاده شود، ولى با توجه به اینکه در حوزه علمیة قم و نجف، آقایان مدرسین بیشتر کتابهاى عبادات مانند کتاب صلاة و کتاب صوم را تدریس مىنمودند و تدریس کتابهاى قضا، حدود، دیات و قصاص، در حوزهها چندان معمول نبود، کسانى که متعهد بودند در قوه قضائیه کار بکنند، اکثرا با مسائل قضا آشنا نبودند. از طرف دیگر آنچه در کتب قضا نوشته شده است، تناسب چندانى با اوضاع اجتماعى جوامع امروزى ندارد. همه این عوامل دست به دست هم داده و مشکلات حادى را براى قوه قضائیه به بار آورده بودند. براى حل این دو مشکل به طور همزمان، معظم له تدریس یک دوره خارج کتاب قضا را براى قضات آغاز کردند و همزمان، کتاب فقهالقضا را به رشته تحریر در آوردند و در آن مسائل جدیدى را که در متون فقهى سابق وجود نداشت ولى پیدایش آنها در جوامع فعلى اقتضاى فهم احکام شرعى آنها را دارد، مورد بحث و بررسى قرار دادند. فعالیت علمى دیگر ایشان، بحث و بررسى علمى و فقهى، پیرامون مسائل مهم اقتصادى از قبیل امور بانکى و پولى، معاملات جارى کشور، نظام اقتصادى حاکم بر آن و... بود که به شدت مورد نیاز جمهورى نوپاى اسلامى بود و قبل از آن هیچ کار گسترده اجرائى در زمینه آن انجام نگرفته بود. در این مسیر مطالعات گستردهاى در خصوص نظام اقتصاد آزاد و اقتصاد سوسیالیستى و مقایسه آنها با نظام اقتصاد اسلامى توسط معظمله صورت گرفت و نتایج آنها مکتوب شده است. در انتشار مجلهای در قم به نام «مکتب اسلام» نیز سهیم بود.

بازگشت به اردبیل
وی در سال ۱۳۳۹ به علت بیماری و ضعف به توصیهٔ پزشکان مجبور به مراجعت به خلخال (روستای گورانسراب) به طور موقتی شد. وی فعالیتهایی در خلخال انجام داد که به علت نیمهکاره ماندن این فعالیتها تا سال ۱۳۴۷ در خلخال ماند تا این کارها به پایان برسند. فعالیتهای وی در بازگشت به خلخال شامل بازسازی مدارس، تدریس علوم حوزوی و همچنین تصمیم به احداث یک کارخانه بود که با ممانعت شاه روبهرو شد.
او در اردبیل فعالیتهای سیاسی نیز انجام داد؛ در زمان جنگ شش روزه اعراب و اسراییل بود که در آن زمان حکومت ایران از اسراییل حمایت و بر ضد اعراب خبر منتشر میکرد که موسوی اردبیلی در منبرهای خود به حمایت از اعراب سخنرانی کرد و باعث شد که حکومت تصمیم به دستگیری وی بگیرد. هرچند به خاطر اعتصاب بقیهٔ روحانیون از این کار منصرف شده به تذکر اکتفا کرد.
یکی از آثار موسوی اردبیلی که در اردبیل انتشار یافت، کتاب «جمال ابهی» بود که در پاسخ به اظهارات بهاییان نوشته شده بود. شهر اردبیل محل زندگی یکی از هجده نفر از پیروان اولیه علی محمد باب که شخصی به نام ملایوسف اردبیلی بود. بهاییان ملایوسف اردبیلی را اهل روستای ملایوسف در نزدیکی اردبیل میدانند. از دیگر بهاییان اردبیلی امینالعلماء است که در سال ۱۳۳۸ در اردبیل زندگی میکرد و بهاییان از وی به نام شهید بهاییت یاد میکنند.

تهران و پس از انقلاب
وی در سال ۱۳۴۷ به خاطر فشارهای حکومت تصمیم به مهاجرت به تهران میگیرد و برای اینکه دولت متوجه تصمیمش نشود، به بهانهٔ کمک به زلزلهزدگان مشهد از اردبیل خارج میگردد و به تهران میآید.
بو وظیفه تدوین قوانین کیفری، جزائی و حقوقی دادگستری و انطباق آنها با موازین شرع و فقه اسلامی را داشت. موسوی اردبیلی همچون دولت میرحسین موسوی و اکثریت مجلس در دهه ۶۰ وابسته به جناح چپ بود.
وی در سال ۱۳۶۸ در پی فوت خمینی به قم رفت و هماکنون در شهر قم اقامت دارد. یکی از اقدامات وی در مراجعت به قم تأسیس دانشگاه مفید است.
موضعگیریهای سیاسی
موسوی اردبیلی در اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در بیانیههای خود از الزام برای رسیدگی به حقوق تضییع شده مردم سخن گفت که این بیانیهها با اعتراض شدید حامیان سید علی خامنهای نظیر حسین شریعتمداری و جعفر شجونی مواجه شد.
موسوی اردبیلی همچنین پس از اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ با خانوادههای بازداشت شدگان پس از انتخابات دیدارهایی داشت و بارها نسبت به این بازداشتها اعتراض کرد.
فعالیتهاى علمى و فرهنگى در دهه اول انقلاب
در طى یازده سال اول انقلاب، اشتغالات علمى و فرهنگى معظم له روند و وضع دیگرى پیدا کرد. از جمله اشتغالات جدید ایشان، تدوین قوانین کیفرى، جزائى و حقوقى دادگسترى و انطباق آنها با موازین شرع و فقه اسلامى بود. با توجه به اینکه پارهاى از قوانین موضوعه قبل از انقلاب به ویژه قانون مجازات عمومى برگرفته از قوانین اروپائى بود، چنین کار گسترده و وسیعى نیازمند صرف وقت فراوانى بود. براى این منظور کمیسیونى از فقهاء و حقوقدانان تشکیل شد و با همکارى دوستان متفکر و اندیشمند، این مهم به انجام رسید و در نهایت قوانین جدید به صورت مدون و منقح و مطابق با شرع، تنظیم و ارائه گردید. بدیهى است این امر حسب ضرورت و به منظور تدوین قوانین و مقررات منطبق با شرع صورت گرفت و این هرگز بدان معنى نیست که آن قانون از جامعیت و کمال برخوردار بوده و فاقد هرگونه نقصانى است بلکه ممکن است نیازمند بازنگرى مجدد باشد. از طرف دیگر گاهى مسائلى در محاکم پیش مىآمد که در قوانین مدونه پیشبینى نشده بود و قاضى نیز نمىتوانست، حکم مسئله را از قوانین موجود استخراج نماید. وانگهى اصل 167 قانون اساسى، قاضى را موظف نموده است که کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیافت، با استناد به منابع معتبر اسلامى یا فتاوى معتبر، حکم قضیه را صادر نماید و بدیهى است تمامى قضات به آسانى از عهده این مهم بر نمىآیند، خصوصا در مسائل مستحدثه و نوپیدا که در متون و منابع معتبر فقهى نیز حکم روشنى پیرامون آنها وجود ندارد.

در چنین مواردى راهنمائى و استخراج احکام شرعى مسائل مستحدثه قضائى، از دیگر اشتغالات مهم ایشان بود. یکى دیگر از مشکلات قوه قضائیه، جایگزینى قضات بازنشسته و تصفیه شده با قضات جدید بود که غالبا آشنایى زیادى با کارهاى ادارى نداشتند. با توجه به اینکه شرط قضاوت از نظر شرع مقدس اسلام، رسیدن به درجه اجتهاد در مبانى فقهى است، ضرورى بود که از فضلاء اهل علم و طلاب حوزه براى قضاوت استفاده شود، ولى با توجه به اینکه در حوزه علمیة قم و نجف، آقایان مدرسین بیشتر کتابهاى عبادات مانند کتاب صلاة و کتاب صوم را تدریس مىنمودند و تدریس کتابهاى قضا، حدود، دیات و قصاص، در حوزهها چندان معمول نبود، کسانى که متعهد بودند در قوه قضائیه کار بکنند، اکثرا با مسائل قضا آشنا نبودند. از طرف دیگر آنچه در کتب قضا نوشته شده است، تناسب چندانى با اوضاع اجتماعى جوامع امروزى ندارد. همه این عوامل دست به دست هم داده و مشکلات حادى را براى قوه قضائیه به بار آورده بودند. براى حل این دو مشکل به طور همزمان، معظم له تدریس یک دوره خارج کتاب قضا را براى قضات آغاز کردند و همزمان، کتاب فقهالقضا را به رشته تحریر در آوردند و در آن مسائل جدیدى را که در متون فقهى سابق وجود نداشت ولى پیدایش آنها در جوامع فعلى اقتضاى فهم احکام شرعى آنها را دارد، مورد بحث و بررسى قرار دادند. فعالیت علمى دیگر ایشان، بحث و بررسى علمى و فقهى، پیرامون مسائل مهم اقتصادى از قبیل امور بانکى و پولى، معاملات جارى کشور، نظام اقتصادى حاکم بر آن و... بود که به شدت مورد نیاز جمهورى نوپاى اسلامى بود و قبل از آن هیچ کار گسترده اجرائى در زمینه آن انجام نگرفته بود. در این مسیر مطالعات گستردهاى در خصوص نظام اقتصاد آزاد و اقتصاد سوسیالیستى و مقایسه آنها با نظام اقتصاد اسلامى توسط معظمله صورت گرفت و نتایج آنها مکتوب شده است.
تأسیس و اداره دانشگاه (دارالعلم) مفید
حضرت آیت ا... العظمى موسوى اردبیلى، از دورانى که در قم مشغول تحصیل بودند، مانند هر طلبه و محصل درد آشنایى در مورد نواقص حوزه مىاندیشیدند و آرزو داشتند روزى فرا برسد که این نواقص از حوزه بر طرف بشود. یکى از مهمترین نواقص حوزه این است که برنامه درسى آن همان برنامه سابق بوده و هیچ تحول و تغییرى در آن ایجاد نشده است؛ لذا احکام مسائل جدیدى که در اثر تحولات جوامع و زندگى انسانها بوجود آمده است، در این کتابها یافت نمىشود و یا بحث کافى در مورد آنها نشده است. مسائل مهم دانش حقوق بویژه حقوق بینالملل همچون احکام مرزها، صلاحیتها، دریاها و مناطق تحت حاکمیت کشورها؛ مقاوله نامهها و میثاقهاى بینالمللى؛ تابعیتها؛ همچنین مسائل اقتصادى از قبیل بانک، بانکدارى بدون ربا، بیمه، پول، و ...؛ و نیز مسائل حکومتى و سیاسى و بحث و بررسى فقهى پیرامون نهادهاى اجتماعى جدید چون قواى سهگانه، و همچنین علومى مانند جامعهشناسى، فلسفه و کلام جدید، علوم سیاسى و ... به شکل آکادمیک و امروزین آنها، در حوزهها مورد بحث و بررسى کامل قرار نگرفته و علیرغم نیاز شدید جوامع اسلامى به آنها، هنوز هم خلأهاى فراوانى در این زمینه به چشم مىخورد. از طرف دیگر طبیعى است که اداره حکومت اسلامى نیازمند متخصصین متعهدى است که علاوه بر آشنایى کامل با علوم حوزوى، با علوم جدید نیز آشنایى کامل داشته و از توانایى کافى جهت پاسخگویى به مسائل جدید و بیان دیدگاه اسلام در مسائل مطروحه برخوردار باشند.
براى حل این مشکلات و نواقص و رفع آنها، هنگامى که ایشان تصمیم به اقامت مجدد در قم گرفتند، اقدام به تأسیس مؤسسهاى به نام دانشگاهعلومانسانى (دارالعلم) مفید نمودند. هدف از تأسیس این دانشگاه این است که علوم مورد نظر اسلام، یعنى علوم انسانى در آنجا تدریس شود و نظرات اسلام نیز در ردیف نظرات سایر مکاتب مورد بحث و بررسى قرار گیرد. در حال حاضر رشتههاى حقوق، اقتصاد، فلسفه، علوم سیاسى و علوم قرآن در این مؤسسه در سطح کارشناسى و کارشناسى ارشد تدریس مىگردد و در نظر است مقطع دکترى نیز در دانشگاه ایجاد شده و افزون بر آن به تعداد رشتههاى تحصیلى نیز اضافه گردد. اینک قریب به ششصد دانشجو در این دانشگاه مطابق مقررات آموزش عالى کشور به تحصیل اشتغال دارند و همزمان به طور مستقل به تحصیلات و پژوهشهاى عالى حوزوى نیز مىپردازند. شرط ورود طلاب به این مرکز علمى، اتمام شرح لمعه و اصول مظفر و داشتن مدرک دیپلم و قبولى در کنکور سراسرى است. بعلاوه دانشجویان ورودى ملزم هستند که پس از ورود به این مؤسسه علاوه بر تحصیل دانشگاهى، تحصیل دروس حوزوى را نیز ادامه دهند.

.مهاجرت به نجف اشرف
حضرت آیت ا... العظمى موسوى اردبیلى به اتفاق سه نفر از فضلاى حوزه علمیه قم تصمیم گرفتند به نجفاشرف مهاجرت نمایند . با انصراف دو نفر از همراهان ، ایشان با نفر سوم یعنى مرحوم شیخ ابوالفضل حلالزاده اردبیلى در 16 آبان 1324 ه ش برابر با اول ذىالحجه 1364 ه ق، از قم حرکت کردند . به دلیل اینکه در آن زمان امکان مسافرت قانونى به عراق وجود نداشت و یا بسیار مشکل بود ، به ناچار به شکل مخفیانه توسط یک بَلَم از طریق خرمشهر واروندرود وارد شهر بصره در عراق شده با تحمل مشقات و سختیهاى فراوان که شرح آن بسیار طولانى و در عین حال شنیدنى است ، از شهرهاى بصره ، عباسیه و دیوانیه عبور کرده با عنایت و لطف الهى که مشکلات را بر آنها هموار مىکرد ، موفق شدند عصر روز هفتم ذىالحجه همان سال وارد مدرسه سید در نجفاشرف شوند . ورود آنها به نجف اشرف مقارن با شب عرفه بود ، لذا دو همسفر پس از انجام مقدمات مستحبّه ، طبق سنت دیرین در حوزه علمیه نجف اشرف ، همان شب عازم کربلا شده و دو روز بعد به نجفاشرف مراجعت و فراگیرى دروس حوزوى را آغاز نمودند . معظم له دوران اقامت خویش در نجفاشرف را بهترین ایام تحصیل خود مىدانند که محیطى امن و آرام براى طلاب حاصل شده بود و محصلین غیر از تحصیل و تدریس و تحقیق ، فعالیت دیگرى نداشتند . ایشان نیز با شور و شوق زائد الوصفى ، در دروس اساتید بزرگ حوزه در آن روزگار حاضر شده ضمن خوشه چینى از خرمن آن بزرگان ، با علاقه مفرطى به تحقیق و تفحص پیرامون مسائل علمى مطرح در دروس حوزوى پرداخته و قسمتى از دروس آن اساتید را نیز به رشته تحریر درآوردند .
فعالیت علمى در نجف
حضرت آیت ا... العظمى موسوى اردبیلى در مدت اقامت در نجف اشرف ، در اصول فقه مباحث قطع و ظن ، برائت و اشتغال و پارهاى از مباحث الفاظ و در فقه ، اعداد صلاة و اوقات ، قبله و لباس مصلى و مکان مصلى و خلل صلوة و شروط تا آخر مکاسب را نزد مرحوم آیت ا... العظمى خوئى ، بحث طهارة را تا آخر وضو نزد مرحوم آیت ا... العظمى حکیم ، مبحث اجتهاد و تقلید را نزد مرحوم آیت ا... العظمى سید عبدالهادى شیرازى ، اول کتاب بیع را نزد مرحوم آیت ا... العظمى میلانى ، بیع صبى را نزد مرحوم آیت ا... العظمى شیخ محمد کاظم شیرازى ، مقدارى از عروة را نزد مرحوم آیت ا... العظمى شیخ محمد کاظم آلیاسین و در فلسفه از اول طبیعیات تا آخر منظومه را نزد مرحوم صدراى بادکوبى تحصیل نموده همزمان دروس آیات عظام خوئى ، میلانى و حکیم را نیز تقریر نمودند. مدت اقامت معظمله در نجف اشرف هر چند نستبا کوتاه بود و تنها قریب دو سال و اندى به طول انجامید ، اما همین مدت کوتاه به دلیل اینکه اساتید آن روزگار حوزه نجف از اعاظم فقه و اصول قرون اخیر شیعه بودهاند ، از نظر علمى براى ایشان بسیار پرثمر و ارزشمند بوده و دقتها و موشکافیهاى آن بزرگان در حوزههاى فقه ، اصول و فلسفه ، تاثیرات شگرفى در شخصیت علمى معظم له گذاشت . مناسب است سخنى را از آیت ا... العظمى خوئىرحمه الله در مورد حضور ایشان در نجفاشرف نقل کنیم. ایشان از حضور کوتاه مدت سه طلبه که از قم به نجفاشرف رفته و پس از مدت کوتاهى بازگشته بودند ابراز تأسف نموده و فرمودند: «اى کاش اینها در نجف مانده و به قم باز نمىگشتند». یکى از این سه تن، حضرت آیت ا... العظمى موسوى اردبیلى بود.
بازگشت به ایران
حضرت آیت ا... العظمى موسوى اردبیلى پس از بازگشت از عراق ، در سال 1327 ه ش وارد قم شده در مدرسه فیضیه اقامت گزیدند . ایشان هنگام مراجعت از عراق مصمم بودند در اسرع وقت به نجف بازگردند و با همین انگیزه ، از به همراه آوردن وسایل و اثاثیه موجودشان در نجفاشرف ، خوددارى کرده بودند . ولى تقدیر بر خلاف این بود و دیگر امکان مسافرت مجدد جهت تحصیل در عراق براى ایشان فراهم نشد . هنگامى که به قم رسیدند ، با دریافت خبر سلامتى پدر ، براى اطلاع از وضع حوزه و کیفیت و کمیت دروس ، چند ماهى در قم ماندند و در همین مدت در جلسات درس خارج فقه مرحوم آیت ا... العظمى بروجردى ، فقه و اصول مرحوم آیت ا... داماد و فلسفه مرحوم علامه طباطبایى (منظومه) حاضر شدند ، تا اینکه در ماه رجب به اردبیل رفته با پدر بزرگوارشان دیدار کردند . پدر ایشان مایل بود بقیه عمر خود را در نجف یا قم اقامت نماید و چون رفتن به نجف با خانواده ممکن نبود ، به اتفاق به قم رفته منزل کوچک و محقرى تهیه کردند و در آنجا مشغول تدریس و تحصیل در حوزه علمیه قم شدند . ادامه اقامت در قم براى پدر معظم له به دلیل شرائط سخت زندگى مقدور نشد ؛ لذا به اردبیل بازگشته و در سال 1330 ه ش به رحمت خدا پیوست.

فعالیت سیاسى
بدون تردید اسلام به سعادت دنیا و آخرت انسانها توجّه نموده است و از همین رو دخالت در امور سیاسى و حساسیت نسبت به وضع اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و فرهنگى مسلمانان، از وظایف اصلى روحانیت محسوب مىگردد. روحانیت داراى دغدغه سیاسى از همان ابتدا با دخالت در مسائلى که سرنوشت مسلمانان و آینده آنان با آن بستگى داشت، تلاش کرده است این وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد. از جمله این حوادث، داستان کنگره جهانى پیمان صلح در زمان نخستوزیرى دکترمحمد مصدق بود که ابتدا گروه زیادى از شخصیتهاى دینى و سیاسى ایران پیام آن را تأیید و امضاء کردند، اما پس آن که معلوم شد سرنخ ماجرا در دست کمونیستها است، بسیارى از آن افراد تأیید خود را پس گرفتند ولى برخى دیگر از جمله سید علىاکبر برقعى و شیخ محمدباقر کمرهاى، بر عقیده خود اصرار ورزیده و به محل کنگره در وین نیز رفتند. هنگام بازگشت برقعى، گروههاى متمایل به مارکسیسم، مراسم استقبال برگزار کردند. طلاب قم به مخالفت برخاستند و در نتیجه درگیرى پیش آمد و در مقابل شهربانى تیراندازى شد که منجر به کشته شدن یک نفر و مجروح شدن عدهاى دیگر کردید. اعتراضات و درگیریها به مدت دو روز ادامه داشت. دربار شاه و برخى گروههاى دیگر نیز، هر کدام با اهداف و انگیزههاى خاص خود، قضیه را پیگیرى مىکردند. دکتر مصدق براى بررسى و آرام کردن اوضاع، آقاى ملکاسماعیلى را به عنوان نماینده خود خدمت آیت ا... العظمى بروجردى رحمه الله فرستاد.
حضرت آیت ا... العظمى موسوى اردبیلى که در این جریان یکى از دستاندرکاران و گردانندگان مبارزه طلاب بودند، از جانب آیت ا... العظمى بروجردىرحمه الله با ملکاسماعیلى دیدار کردند و آنگاه در صحن مطهر حضرت معصومهعلیهما السلام براى مردم سخنرانى کرده و پیام حضرت آیت ا... العظمى بروجردى رحمه الله را به مردم ابلاغ نمودند.
درگذشت
موسوی اردبیلی که از ۳۰ آبان در بیمارستانی در تهران بستری شده بود، در ۳ آذر ۱۳۹۵ به دلیل عارضهٔ قلبی درگذشت.
پایگاه خبری حامیان ولایت؛درگذشت بزرگ مرد،سید عبدالکریم موسوی اردبیلی را به خانواده ایشان تسلیت عرض مینماید.
منبع : حامیان ولایت



